خوش آمدید             * قابل توجه اولیاء کودکان ناشنوا  * درمان ناشنوایی ، باکاشت حلزون شنوایی امکان پذیر است .                         حمایت مالی و کمک شما به پیشبرد اهداف آموزشی و توانبخشی ما در مجتمع سرعت و قوت خواهد بخشید .                    

 
 
نظر سنجی

نظرتان درباره سایت ما چیست ؟
 
آمار بازدید کنندگان

امروز13
پربازدييدترين روز37
این ماه87
کل بازدیدها79242
 
 
 



آموزش گروه تلفيقي

مباني آموزشي فراگير (تلفيقي)

پيش گفتار :

از علائم و نشانه هاي يك آموزش و پروش پويا و ديناميك انعطاف پذيري آن نسبت به پيشرفتهاي علمي و فن آوري روز مي باشد. بحث فراگيرسازي آموزشي از جمله اين تغييرات و پيشرفتهايي كه در دو دهه اخير عموميت يافته است. اصول لازم در آموزش فراگيرسازي عبارتند از :

الف) اعلام نمايد كه همه كودكان مي توانند ياد بگيرند و همه آنها به شكلي از پشتيباني در يادگيري نياز دارند.

ب) به سوي آشكار ساختن و كاهش موانع يادگيري هدف گيري كرده است.

پ) وسيع تر از آموزش رسمي و خانه، ‌جامعه و ديگر فرصت ها براي آموزش خارج از مدارس را در برمي گيرد.

ت) يك فرايند پويا است كه همواره براساس فرهنگ ها و موضوعات محلي متحول مي شود.

ث) تغيير نگرش ها، رفتارها،‌ شيوه هاي آموزشي و برنامه هاي درسي و شرايط جهت تأمين نيازهاي همه كودكان است. بي شك بدون ارتقاء دانش، ‌تغيير نگرش و افزايش مهارتهاي شغلي معلمان ،‌كه كارگزاران اصلي اين مهم هستند هر گونه تغيير و ابداع در نظام آموزش و پرورش  كم اثر يا بي اثر خواهد بود. جزوه حاضر در واقع يك كار پژوهشي جهت نيل به آن اهداف آموزش فراگيرسازي مي باشد كه اميد است روزنه اي باشد جهت كارهاي عميق تر و مفتاحي باشد براي گشايش برخي از مشكلات آموزشي در اين زمينه.

از ابتداي سال تحصيلي(86-85) كه مشغول در پست سازماني تحت عنوان «دبير تلفيقي و يا دبير رابط» شدم،‌مسائل و مطالبي در قالب جملات پرسشي در پيرامون وظيفه شغلي در ذهنم متبادر مي شد كه در تكاپوي فكري و ذهني براي حل اين مسائل بودم اكنون كه پريود زمان كوتاهي(از لحاط كميت) سپري شده به برخي از مسائل و سوالات پاسخي در حد گنجايش اين مقاله يافتم و در پاسخ مبسوط و تفصيلي به اين نوع سوالات را به وقت ديگري كه تجربه و علم قرابت بيشتري از لحاظ و كميت و كيفيت پيدا كند مي سپارم. اكنون در ابتدا سوالات و مسائل را ذكر كرده و بعد به ترتيب جواب آنها را به اختصار و مفيد بيان خواهم نمود:

1ـ تلفيق چيست و تفاوت آن با تجميع در چه مي باشد؟ اصلاً چرا تلفيق و نه تجميع ؟

2ـ «دبير رابط» چيست؟ و كيست ؟ و مدل آموزشي آن كدام است؟

3ـ هدف نهايي در تلفيق دانش آموزان و تعميم آن چيست؟ پاتولوژي اين كار كدام است؟

4ـ آيا ارزشيابي اينها با امتحان سنتي درست است و اگر نه ارزشيابي مستمر چيست؟

5ـ آيا ساير دانش آموزان كلاس مي توانند در امر فراگيرسازي آموزشي نقش مثبت داشته باشند و با چه متد و شيوه هاي ابتكار امكان پذير است؟

6ـ دبير تلفيق جهت ارتقاي نقش و وظيفه مربوطه چه اقدامات موثري مي تواند انجام دهد.

7ـ چه اقدامات و پيش آگاهي هاي براي انجام بهتر آموزش فراگير بايد توسط والدين جامعه و اولياء مدرسه انجام دهد.

جواب سوال 1 : هر دو كلمه « تلفيق و تجميع» از كلمات عربي و از باب «تفعيل »  است ريشه كلمه تلفيق در باب مجرد از« لفق » و ريشه كلمه تجميع هم مشخص است. « لَفَّقْ »  يا « لَفَّقَ » در باب مزيد در فرهنگ لغت نامه عربي لاروس به ترجمه سيد حميد طبيان به معناي چيزي را طلب كرد ولي به آن دست نيافت مي باشد بعبارت ديگر «به ظن بنده» در لَفَّقَ يا لَفَّقَ هر جزو تركيب شونده مانند مخلوط در علوم پايه خصوصيات اوليه را از دست نخواهد داد. مانند محلول نيست كه ماده حل شونده در انحلال به چيز ديگري غير از شكل و صورت اوليه تبديل مي شود. كوتاه سخن اينكه در تلفيق دانش آموز تلفيقي مشكل ارگانيك قبلي را دارد ولي با عنايت بر آن مشكل بايد از او انتظار داشت و به جريان عادي سازي او پرداخت. از لحاظ اصطلاحي تلفيق به معناي تركيب دو چيز يا دو كس با وجود برخي تفاوتها و عموماً‌ تلفيق در نوع جاندار بيشتر كاربرد دارد ولي تجميع كه بيشتر در بيجان كاربرد دارد به معناي تركيب فاقد تفاوت بنابراين با آگاهي از تعريف دو كلمه فوق الذكر ناگفته پيداست كه در تعليم و تربيت اينها بايد به آن تفاوتها توجه نموده و انتظاري در حد خودشان داشت.  بعبارت بهتر اين دانش آموزان را بايد با خودشان مقايسه كرد و امروز و فرداي آنها را با هم سنجيد و مسير پيشرفت و يا احياناً‌ پسرفت آنها را ملاحظه كرد ( البته مقايسه هر دانش آموز با دانش آموز ديگر كار غلطي است ولي غلط مشهور بويژه اينكه در نمره دادن اين مقايسه بيشتر صورت مي گيرد ). بعنوان مثال چيزي كه بنده در طول اين مدت قليل از لحاظ كميت ( نه كيفيت) مدام به دبيران و علي الخصوص به مديران مدارس پذيرا گفته ام و گاهاً در جلسه دبيران تكرار نموده ام اين كه آيا نمره 8 دانش آموز A كه مرتب در كلاس زحمت مي كشد و والدين آن با مدرسه همكاري خوبي دارند و خود دانش آموز هم ساعي و تلاشگر است با نمره 8 دانش آموز B اصلاً تلاش نمي كند و زمين و زمان هم از دست اين دانش آموز به شكوه و گلايه درآمده و فقط به مدد توان ذهني كسب كرده است برابر و يكسان است؟ كه همگي جواب منفي داده اند . اينجاست كه بهتر است ارزشيابي مستمر جايگزين امتحان سنتي گردد كه بعداً عرض خواهم كرد نتيجه اينكه در تلفيق كردن دانش آموزان به ظاهر مشكل دار با دانش آموزان عادي بايد اولاً تفاوت آنها را با ديگر دانش آموزان فهميد و به معلمان آموزش عمومي فهماند و ثانياً مطابق با آن تفاوت طرحي نو و صحيحي ( طرحي كه هم نو باشد و هم صحيح ) ريخت كه ممكن است اين قسمت ثانياً به تعداد دانش آموزان تلفيقي متفاوت باشد.

جواب سوال 2 : رابط در معلم رابط يعني ارتباطي كه بين مدرسه مرجع و مدرسه پذيرا و نيز بين محيط خانه و مدرسه(اعم از مرجع يا پذيرا)  و نيز ارتباطي كه بين مدارس و محيط خانه و نيز مراكز حمايتي و درماني ايجاد مي شود و كسي كه تا اين ارتباطها را تسريع مي سازد دبير يا معلم رابط گويند. بعبارت ديگر معلم رابط كاتاليزوري است كه در تمام واكنشهايي كه براي موفقيت و عادي سازي دانش آموز تلفيقي موثر است عمل مي كند اين نقش ارتباطي و كاتاليزوري تابع متغيرهايي از جمله نوع و ميزان شكل و مقطع تحصيلي و نوع و نحوه برخورد عوامل مدارس پذيرا و نيز استعداد و قابليت يادگيري دانش آموزان متفاوت است. ولي به طور كلي با توجه به اينكه در كشور ما ايران معمولاً دانش آموزاني را به صورت تلفيقي درس مي دهند كه نسبت به دانش آموزان استثنايي ديگر وضعيت بهتري دارند دو يا سه مدل آموزشي قابل تصور است. (ص 702 كتاب كودكان استثناي)

الف) « مدل مشورتي »در اين مدل معلم رابط يا تلفيقي با معلم كلاس با هم بصورت مشورتي كار مي كنند يعني معلم رابط يا تلفيقي نقش كاتاليزوري را در اين مدل ايفا مي كند اين مدل در مدارس ابتدايي با توجه به اينكه يك معلم براي تمام دروس دانش آموزان هست مفيد به نظر      مي رسد ولي بايد اين نكته را نيز در نظر داشت كه معلم رابط يا تلفيقي چنين وانمود نكند معلم اصلي تصور كند كار تعليم و تربيت اين دانش آموز بعهده معلم رابط است تنها به عنوان تسهيل و تسريع كنندگي بايد اعمال نظر كنند در اين مدل بايد معلم رابط كمك كند تا رشد آموزشي دانش آموزان در تمام دروس بصورت همگون و هماهنگ باشد چون ديده مي شود برخي از معلمين ابتدايي برخي از دروس را فداي برخي دروس مي كنند مثلاً دروس تاريخ يا جغرافيا را فداي درس رياضي يا علوم مي كند. در نتيجه اين دانش آموزان در مقاطع تحصيلي راهنمايي و متوسطه با توجه به اينكه براي هر درس معلم ويژه وجود دارد و هر معلم و دبير براي درس خودش اهميت قائل است در برخي دروس از جمله حفظيات دچار مشكل مضاعف مي شود.

ب) «مدل سرپرستي در اتاق مرجع» : در اين مدل معلم تلفيقي به دانش آموز در ساعت آموزشي يا زنگ تفريح آموزش ويژه بصورت انفرادي مي دهد تا بتواند در امتحانات نمره قبولي كسب كند بايد در نظر داشت كه مدل الف و ب بهتر است براي هر دانش آموزي صورت گيرد بنابراين جمله « مدل الف يا ب»  بايد جايش را به جمله « مدل الف و ب» بدهد يعني در برخي مواقع از جمله ابتداي ساله تحصيلي بايد مدل مشورتي صورت گيرد و در برخي مواقع از جمله مواقع نزديك به امتحانات بايد مدل ب صورت گيرد تشخيص انجام اين مدلها كار ظريفي در تعليم و تربيت اين دانش آموزان بوده و جديت تؤام با دانش معلم رابط را
مي طلبد اين مدل براي مقاطع تحصيلي راهنمايي مناسب تر است.   

ج) «مدل كار‌ـ تحصيلي»‌: اين مدل بيشتر براي دانش آموزان متوسطه مفيد است در اين مدل دبير تلفيقي با توجه به بررسي استعداد و علاقه و وضعيت تحصيلي دانش آموز و وضعيت اقتصادي و فرهنگي اوليا دانش آموز بهمراه مشاور مدرسه رشته كاردانش يا فني و حرفه اي را براي دانش آموز انتخاب مي كنند تا قسمتي از وقت تحصيلي خود را در مشاغل واقعي كار كند و قسمتي را نيز بعنوان پايه تئوري در كلاس درس باشد نمونه اين روش تحصيل دانش آموز آقاي محمد حسين ابراهيم پور دخاني در مدرسه  كاردانش امام صادق (ع) است كه بنده با مشورت معاون فني و آموزشي  يك روز در هفته براي دانش آموز در محيط ديگري كلاس كامپيوتر بصورت كارورزي انتخاب كرده ام البته در انتخاب اين محيط سعي شده كه افراد محيط افراد مناسب بوده و تأثير منفي بر رشد تحصيلي يا اعتقادي و اخلاقي فرد ننمايد.

جواب سؤال سوم: درباره هدفهاي آموزش و پرورش ( بطور عمومي) نظريه ها و مدلهاي مختلفي ارائه شده است اما اتفاق نظر برنامه ريزان و نظريه پردازان آموزشي،‌ روي بناگذاري هدف بر پايه نيازها نشان دهنده اهميت شناسايي، ‌اولويت بندي و به كارگيري نياز در تدوين برنامه است در اينجا يكي از دو تعريف نياز را كه در برنامه ريزي هاي آموزشي بيشتر استفاده مي شود ذكر مي شود «نياز» عبارت است از فاصله بين موجود و وضع مطلوب.

از مشخصه هاي آموزش و پرورش امروز،‌ روزافزوني رسالتهاي آن براي تطابق كاركردهايش با نيازهايي است كه جامعه احساس مي كنند و نتيجه اين انطباق ساخته شدن شهروند شايسته و انديشمند است يعني شهروندي كه شايستگي زندگي در نيك شهر را داشته باشد و به توسعه آن نيز ياري رساند از ويژگيهاي مهم آموزش و پرورش نوين گسترده شدن حجم عمليات آن نيست بلكه پاسخگويي به گوناگوني نيازهاي شهروندان است البته ناگفته نماند كه هيچ نظام آموزشي نتوانسته و نه مي تواند همه نيازهاي فرد،  جامعه ،‌را با زير مجموعه بسيار گسترده آن مرتفع سازد. در اينجاست كه اولويت بندي نيازها ضرورت مي يابد بدين معنا كه آموزش و پرورش پس از كشف و شناسايي نيازها و اولويت بندي نيازها مي برد. البته اولويت بندي به معناي ترجيح مطلق يك نياز بر ديگري نيست بلكه اولويت بندي تشخيص مهمترين نيازها و تعيين نقاط هم پوشي نيازها است. نتيجتاً‌ اينكه هدف نهائي را در آموزش و پرورش بويژه در آموزش و پرورش تلفيقي كه مورد بحث ماست. نياز مشخص مي كند و با توجه به تنوع نيازها اولويت بندي نيازها بايد مشخص شود و حاصل اينها هم عادي سازي جريان زندگي فرد و پرورش همان شهروند است كه شايسته زندگي در نيك شهر مي باشد شهروندي كه قدرت انطباق و همسوسازي و سازگاري با محيط داشته باشد كه يا خودش را طبق متغيرات محيط تغيير دهد و يا محيط را طبق محتويات ذهني خودش تغيير دهد. بنابراين روشن شد كه هدف نهايي در تعليم و تربيت بطور عموم و درباره اين دانش آموزان به طور خصوصي افزايش انعطاف پذيري و سازگاري آنها با محيط پيرامون جهت شايسته زندگي كردن در نيك شهرمي باشد. بعبارت ديگر خوشبخت نمودن افراد بيشتر مد نظر است تا موفق كردن آنها. ولي اگر اين روش تلفيق بصورت علمي و عادلانه و صادقانه و مسولانه (بويژه) صورت نگيرد و فقط از سر رفع تكليف باشد نه انجام تكليف آسيبهايي را بر پيكر جامعه آموزشي تلفيقي وارد مي سازد كه به برخي از آنها به اختصار اشاره مي شود.

«پاتولوژي» آموزش تلفيقي

1ـ در اين نوع آموزش بايد معلم تلفيقي و معلم كلاس دقيقاً بدانند كه هر كس مسئول چه كاري است در غير اينصورت باعث سردرگمي و عدم توازن رشد آموزش و پرورش دانش آموز خواهد بود. در اين نوع آموزش معلم تلفيقي در چهار چوب آن سه مدل بهتر است حركت كند و نقش كاتاليزوري را از ياد نبرد.

2ـ با توجه به مشكل ارگانيك اين نوع دانش آموزان بايد به تفاوتهاي آنها دقت نموده و از مردودي مكرر آنها جلوگيري شود چون در صورت عدم قبولي مكرر در امتحانات اين نوع   دانش آموز رفتارهاي منفي از خود بروز داشته و مانند زنبور عسل خواهد بود كه عسل نخواهد داد ولي نيش خواهند زد (عدمش به ز وجودش است).

3ـ بايد به معلمان و مديران مدرسه پذيرا اهميت مادي و معنوي بيشتري داد تا عدم توجه و تمركز احتمالي آنها نسبت به دانش آموز مرتفع شود در غير اينصورت رشد دانش آموز متوازن نخواهد بود.   

جواب سوال چهارم : در آموزش و پرورش نوين بايد :

1ـ معلم نه عامل انتقال دهنده دانستني ها، ‌بلكه تجريض كننده و برانگيزانند باشد.

2ـ دانش آموز نه موجودي منفعل بلكه يادگيرنده ديناميك و پويا است.

3ـ محتواي آموزشي نه دانستني هاي غير لازم بلكه آموزه هايي است كه مهارت زندگي لازم براي بهتر زيستن در اختيار يادگيرنده قرار مي دهد.

4ـ مواد آموزشي نه فقط كتاب درسي بلكه وسايل ديداري و شنيداري و كارگاهي و آزمايشگاهي است تا همه حواس يادگيرنده را بكار اندازد.

5ـ امتحان نه نوشتن پاسخ پرسشهاي معلم بلكه سنجش و ارزشيابي مستمر و پويايي است كه توسط ياد دهندگان صورت مي پذيرد.

جواب سوال پنجم : قبل از پاسخ به سوال پنجم لازم مي دانم تا مطالبي را جهت              فرهنگ سازي معروض دارم. با توجه به اينكه هدف نهائي از تحصيل ساختن شهروند سالم جهت زيست در نيك شهر مي باشد. بنابراين گذرگاه و مسير اين ساختن از مدرسه شروع مي شود و گاهاً هم در آنجا تكميل مي گردد و بنابراين آموزش عملي براي تمام دانش آموزان كلاس جهت نحوه تعامل و همكاري با يك فرد به ظاهر معلول يك عادت فعلي خواهد بود تا آنها در فرداي زندگي افراد معلول اجتماع را هم طرد نكنند و به آنها كمك برسانند بنابراين وقتي صحبت از تعامل دانش آموزان با افراد به ظاهر معلول (دانش آموزان تلفيقي) مي شود. در حقيقت آماده سازي آنها جهت تعامل بهتر و بيشتر با افراد معلول جامعه مي باشد.

دانش آموزان به دو طريق مي توانند به كمك دانش آموز تلفيقي درآيند .

الف) افزايش و عمق بخشيدن به نگرشهاي مثبت

ب) حذف و كاهش نگرش هاي منفي

در زمينه افزايش نگرشهاي مثبت دانش آموزان به دانش آموز تلفيقي معلمان كمك بيشتري       مي تواند انجام دهند از جمله :

1ـ توضيح اينكه معلوليت ايجاد محدوديت نمي كند و در اين باره مثالهاي عيني و مشهود به  دانش آموزان ارائه دهند.

2ـ احاديث و رواياتي كه از ائمه معصومين در مدح خدمت به معلول گفته شده را متذكر شده و اعتقادات مذهبي و ديني آنها را از اين جهت تعميق بخشند.

3ـ تشويق و تحسين دانش آموزاني كه كمك بيشتري به دانش آموز تلفيقي مي دهد.

4ـ نمره انضباط كلاس را كه در جهت خدمت به دانش آموز تلفيقي قدم برمي دارند با كمك مدير مدرسه افزايش دهند.

5ـ معلمان سعي كنند كه در كلاسها (بويژه كلاسهايي كه داراي دانش آموزان تلفيقي ) نمره به گروه داده شود نه به فرد بعبارت ديگر سعي كند روحيه همكاري دانش آموزان در برابر روحيه رقابت جوي تقويت نمايند چون در حالت همكاري بين دانش آموزان فوايدي حاصل مي شود كه در حالت رقابت آن فوايد نيست اين فوايد عبارتند از :

الف) اين انتظار در كودك بوجود مي آيد كه همكلاسانش يادگيري او را تسهيل مي كنند.

ب) فشارهايي از طرف همكلاسان بر كودك وارد مي شود تا بر طبق آن بيشتر درس بخواند و رفتار مناسب تري در كلاس از خود نشان دهد.

ج) ارتباطات دو جانبه بيشتر شده و مشكلات ارتباطي كودكان با يكديگر كمتر مي شود.

د) كودكان سعي مي كند تا در جريان يادگيري به يكديگر كمك كنند بهم درس دهند و تسهيلات بيشتري فراهم آورند.

هـ ) كودكان همديگر را بهتر تحمل مي كنند و علاقمند مي شوند كه از افكار و اطلاعات يكديگر استفاده كنند.

و) ميزان خصومتها چه از نظر كلامي و چه از نظر جسماني كمتر مي شود.

ز) ميزان ترس از شكست كمتر و امنيت رواني بيشتر مي شود.

ح) احساس ناشي از موفقيت بيشتر مي شود.

خ) عقايد محكمي در آنها بوجود مي آيد مبني بر اينكه مورد محبت و پشتيباني و قبول ساير شاگردان هستند و اين كه شاگردان علاقمند به پيشرفت آنها در يادگيري هستند و مي خواهند در اين راه به آنها كمك كنند .

اين مطالبي كه گفته شد باعث افزايش نگرش مثبت دانش آموزان به يكديگر بويژه به             دانش آموزان تلفيقي شده و در نتيجه پيشرفت رواني ـ تحصيلي سازش دانش آموزان بيشتر و بهتر مي شود.

جواب سوال ششم: به عنوان يك دبير تلفيقي با توجه به سابقه تدريسي سالهاي ماضي و با عنايت بر اعتقاد حقير بر طرح نو به چنين دانش آموزان تصميم جدي گرفته تا هدف نهائي تحصيل و تعليم و تربيت را كه همان تطابق سازي و رشد استعدادهاي بالقوه به الفعل مي باشد را با سرلوحه دادن عناوين ذيل تحقق عيني بخشم.

1ـ نياز سنجي :

2ـ آموزش مهارت اساسي كنترل شخصي

3ـ كاهش و حذف عزلت گزيني دانش آموز

4ـ انتخاب و گزينش هميار يا همياراني براي دانش آموز

5ـ حل مشكل توانبخشي (بازتواني يا نو تواني) دانش آموز

 

6ـ تلاش در جهت تغيير نگرش منفي عوامل مدرسه پذيرا نسبت به آموزش فراگير:

7ـ طرح سوالات چهارگزينه اي و پخش آن در مدارس پذيرا

8ـ تلاش در جهت تعيين رشته براي برخي از دانش آموزان اول متوسطه با كمك مشاور مدرسه و با عنايت بر استعداد دانش آموز

9ـ راهنمايي والدين و خود دانش آموز مبني بر ادامه تحصيل در آن مدرسه و يا انتقال مدرسه مطلوب

10ـ بحث و گفتگو با رئيس انجمن اولياء و مربيان

جواب سوال هفتم:

جهت انجام بهتر و بيشتر آموزش  فراگير پيش آگهي وجود دارد كه رعايت دقت در اين پيش آگهي ها نقش موثر در كيفيت و همچنين كميت آموزش دارد .

براي تبيين اين پيش آگهي نه نفر از دانش آموزان استثنايي مجتمع آموزشي مرداني در گروه A و هفت نفر از دانش آموزان تلفيقي كه شرايط شنوايي مشابه دارند را در گروه B قرار دارد و با مقايسه اين دو گروه اين پيش آگهي را عرض مي كنم.

 

گروه A

 

نام دانش آموز

نوع و ميزان

ميزان IQ

وضعيت اقتصادي و آموزشي محيط خانه

1ـ اصغر محمدي

db85= P.TA

متوسط

اقتصادي خوب آموزشي متوسط به ضعيف

2ـ مهدي ابراهيم پور دخاني

db90= P.TA

متوسط

اقتصادي و آموزشي خوب

3ـ ميلاد محمدي

65db = P.TA

متوسط

اقتصادي و آموزشي خوب

4ـ غلامرضا حقايقي

Db70= P.TA

متوسط

اقتصادي و آموزشي خوب

5ـ توحيد مولائي

db85= P.TA

متوسط به بالا

اقتصادي و آموزشي خوب

6ـ ابوالفضل ايماني

db80= P.TA

متوسط

اقتصادي ضعيف آموزشي خوب

7ـ ابراهيم اسد فش

db80= P.TA

متوسط به ضعيف

اقتصادي ضعف آموزشي خوب

8ـ حسين نامور

db80= P.TA

متوسط به ضعيف

اقتصادي و فرهنگي ضعف

9ـ طاهر جعفر زاده

db75= P.TA

متوسط

اقتصادي و فرهنگي ضعف

 

 

 

نام و نام خانوادگي

نام مدرسه

نام كلاس و عنوان پيشرفت تحصيلي

1ـ مهدي فتحي

غيرانتفاعي

سوم راهنمايي ـ نمرات نوبت اول خوب (قبول)

2ـ اميد آبكارارس

غيرانتفاعي جهان

اول متوسطه ـ نمرات نوبت اول در صد متوسط

3ـ محمدرضا فرجعلي

غيرانتفاعي جهان راستي

سوم راهنمايي‌ـ در درس آموزش نظامي تجديد

4ـ محمد حسين ابراهيم پور

كارودانش امام صادق (ع)

سوم متوسطه ـ ترم اول قبول

5ـ رضا محمد زاده

آزادگان دوستي ناحيه يك

اول راهنمايي ـ متوسط

6ـ حسين شهري

راهنمايي فيوضات

دوم راهنمايي ـ متوسط

7ـ رسول صدقي

آزادگان دوستي ناحيه چهار

دوم راهنمايي ـ ضعف

 

 

توجه : دانش آموزان  گروه B از لحاظ شنواي و نيز نوع سكت تجويزي تقريباً‌ دانش آموزان گروه  Aهستند.

2) برخي از دانش آموزان گروه  Aداراي سمت full  Dijital بوده و از مدرسه عادي به استثنائي منتقل شده اند .

3) دانش آموز شماره 2 گروه  A با دانش آموز شماره 4 گروه  Bبرادر و داراي سمت يكسان و شنوايي كاملاً‌ يكسان  هستند.

4) در گروه B در قسمت ميزان پيشرفت تحصيلي سازگاري و افزايش دامنه منفور بوده است.

با مقايسه دانش آموزان گزوه A و B و با تاريخچه گيري پزشكي انجام گرفته از خانواده هاي دو طرف كه در پرونده توانبخشي موجودي كه مطالبي بعنوان پيش آگهي جهت موفقيت در امر فراگيرسازي آموزش  تلفيقي به نظر مي رسيد كه در ذيل به آنجا اشاره  مي دهيم .

1) لزوم انجام آموزشهاي پيش دبستاني بصورت تلفيقي

والدين دانش آموز كم شنوا و نقد است اندركاران آموزش بايد همت خودشان معروف تا مقاومت بي مورد اكثر مهدهاي كودك كه از ثبت نام و پذيرش نوآموز مشكل دار ممانعت          مي كنند شكسته و سير آموزش تلفيقي آنها را از اينجا بستر سازي نمايند.

2)استقامت والدين در اين راه و مساعدت ارگانهاي حمايتي

با بررسي اين دو گروه و خانواده آنها متوجه مي شويم كه والدين در ميانه راه بنا به دلايل معلومي خسته شده و كودك را به حال خود مي گذارند شايد عمده دلايل اين خستگي عدم حمايت مالي ارگانهاي حمايتي تعدد و تكثر فرزندان مشكل دار و عدم راهنمايي صحيح آنها باشد.

3)افزايش كلاسهاي اندرزگاه و اجباري شدن اين كلاس ها

وجود كلاسهاي اهميت دادن به اين مقطع تأثير مثبت زيادي بر پيشرفت آموزش تربيت كادر آموزشي كادر توانبخشي از جمله معلم ـ شنواي شناس ـ روانشناسي گفتار درمان ـ روانپزشك و مدير توانبخشي براي اين مقطع ضروري مي باشد كه البته اينها بايد بصورت با رهبري مدير توانبخشي بايد كار كنند.

عدم انتقال دانش آموزان تلفيق از مدارس عادي به مدارس استثنائي

با مطالعه اين دو گروه A,B مشاهده مي شود تعدادي از افراد گروه A در ابتدا بصورت تلفيقي در مدارس عادي تحصيل مي كردند ولي بعد از دو يا سه سال بنا به دلايل ذيل به مدرسه استثنائي منتقل مي شوند.

الف) عدم موفقيت ظاهري در تحصيل و سختگيري عوامل مدارس هدف اين روش را بدانند جهت جلوگيري از اين انتقال بي مورد توصيه مي شود عوامل مدارس خوب توصيه شده در صورت عدم توجيه دانش آموز به مدرسه عادي ديگري انتقال شود نه به مدرسه استثنائي .

ب) عدم وجود معلم رابط به مفهوم حكم :

شكاف فرهنگي و اقتصادي زياد بين دانش آموزان  مدرسه عادي با اين دانش آموز  ديده مي شود والدين دانش آموز تلفيقي اصرار دارند دانش آموز بايد در يك مدرسه خوب تحصيل كند غافل از اينكه شكاف اقتصادي و فرهنگي دانش آموزان  آن مدرسه با دانش آموز عامل منفي در پيشرفت دانش آموز  خواهد بود.

ت) عدم پيگيري توانبخشي اين دانش آموزان در مدارس عادي :

غالباً مشاهده مي شود اين دانش آموزان  در مدارس عادي از وسايل كمك استفاده كه علت آن بي توجهي و عدم آگاهي مربيان بهداشت مدارس و عدم پيگيري تخصصي از مدارس مرجع       مي باشد تخصيص يك به ازاي هر 50 دانش آموز تلفيق  براي اين قضيه مناسب تر است .

خدايا چنان كن سرانجام كار                      تو خشنود باشي و ما رستگار 

 

تحقيق و پژوهش از : رشيد سيدي

اديولوژيست ـ دبير  تلفيقي

 

 
 

Copyright © 2009-2011 Mardani Azari Exceptional Training Complex All Rights Reserved                   Design & Support by NegarAndishan